السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

164

تفسير الميزان ( فارسي )

قسم دوم فعلى است كه اگر از فاعلش سر مىزند ، بدان جهت سر مىزند كه معلوم او است ، و علم فاعل بدان تعلق گرفته ، مانند افعال ارادى انسان ، و ساير موجودات داراى شعور . و اين قسم از افعال ، وقتى از فاعلش سر مىزند ، كه علمش بدان تعلق گرفته باشد ، يعنى آن را تشخيص و تميز داده باشد ، پس علم بان فعل آن را از غيرش تميز ميدهد ، و اين تميز و تعيين از اين جهت صورت مىگيرد ، كه فاعل انجام آن فعل را منطبق با كمالى از كمالات خود تشخيص ميدهد ، و خلاصه علم واسطه ميان او و فعل او است . چون فاعل هر چه باشد ، هيچ فعلى را انجام نميدهد ، مگر آنكه كمال و تماميت وجودش اقتضاى آن را داشته باشد ، و بنا بر اين فعلى كه از فاعل عالم سر مىزند ، از اين جهت محتاج بعلم او است ، كه علمش آن افعالى را كه مايه كمال وى است از آن افعالى كه مايه كمال او نيست جدا كند ، و تشخيص دهد . و به همين جهت مىبينيم ، انسان در آن افعالى كه صورت علميه متعددى ندارد بدون هيچ فكرى و معطلى انجام ميدهد مانند افعالى كه از ملكات آدمى سر مىزند ، چون سخن گفتن ، كه آدمى در سريعترين اوقات ، هر حرف از حروف بيست و نه گانه را كه لازم داشته باشد ، انتخاب نموده ، و كنار هم مىچيند ، و از چند كلمه جمله ، و از چند جمله سخنى ميسازد ، بدون اينكه كمترين درنگى داشته باشد . و نيز مانند افعالى كه از ملكات ، بضميمه اقتضايى از طبع سر مىزند ، چون نفس كشيدن ، كه هم ملكه آدمى است ، و هم مقتضاى طبع اوست ، و مانند افعالى كه در حال غلبه اندوه ، و يا غلبه ترس ، و امثال آن از انسان سر مىزند ، كه در هيچ يك از اين گونه كارها محتاج فكر و صرف وقت نيست ، براى اينكه بيش از يك صورت علميه و ذهنيه و بيش از يك منطبق با فعل خارجى ندارد ، و در نتيجه فاعل هيچ حالت منتظره اى ندارد ، كه اين كنم يا آن كنم ، و قهرا بسرعت انجام ميدهد . بخلاف افعالى كه داراى چند صورت علميه است ، كه از ميان آن چند صورت ، يكى يا واقعا ، و يا به خيال فاعل ، مصداق كمال او است ، و بقيه كمال او نيست ، مانند خوردن قرص نان ، كه براى شخص زيد گرسنه كمال هست ، و لكن احتمال هم دارد كه نان مزبور سمى ، و يا مال مردم و يا آلوده و منفور طبع ، باشد ، و يا دارو خوردن ، و راه رفتن ، و هر عملى ديگر . كه در مثال نان ، آدمى تروى و فكر مىكند ، تا يكى از آن عناوين را كه گفتيم با خوردن نان منطبق است ترجيح دهد ، كه وقتى ترجيح داد بقيه عناوين از نظرش ساقط مىگردد ، و عنوان ترجيح يافته مصداق كمال او قرار گرفته ، بدون درنگ انجامش ميدهد . قسم اول از افعال را افعال اضطرارى انسان ميناميم ، همانطور كه سردى هندوانه و گرمى